کد مطلب: 21698
تاریخ انتشار: ي, 1393/03/11 - 17:59
نیریمیز: در نوجوانی علاقه به خواندن اشعار حافظ،خيام وسعدي و يا شعراي معاصر همچون پروين، عشقي، بهار و ديگران ... در من و حتي بعضي از تقليدهاي خام از آنها شدت يافت و گهگاهي نيز در«هجو» ديگران«شعرك» هائي مي سرودم.

به گزارش نیریمیز ؛ آنچه که در پی می آید زندگی نامه استاد رجب ابراهیمی از ترانه سراهای شهیر نیری است که به قلم خود استاد به رشته تحریر در آمده است:

 

در یکی از روستاهاي توابع شهرستان نير- بنام «كورابازلي» يا كورعباسلو (درجوار قلعه باستاني بويني يوغون) كه اينك از روستاهاي گردشگري (نمونه) در استان مي باشد به دنیا آمدم.

 

در شهريور ماه سال 1324 به همراه خانواده به تهران كوچ نموده و هنوز هم(بصورت دائمي ) در تهران بوده و هميشه خدا، در «كورعباسلو» و يا اردبيل هستم.

 

از كودكي به شعر و داستان و موسيقي علاقمند بودم(شايد هم از پدر ومادرم به ارث برده باشم) چون پدرم فوق العاده علاقمند به شعر و اهل موسيقي بود و مادرم نيز گاه با قصه گوئي ها و دو بيتي خواني ها اين حس را در من تحريك می نمود، خصوصاً شب هاي بلند زمستان ها و پائيزها كه افراد با سواد ده ما (كورعباسلو) در خانه ما تا پاسي از شب جمع شده به خواندن كتاب هاي داستاني از قبيل شاهنامه فردوسي، گلستان سعدي، ليلي مجنون، امير ارسلان، مختار نامه و نيز به داستانهاي «كوراوغلو» ،«عاشق غريب»، «شاه اسماعيل» و «عرب زنگي» وغيره پرداخته و گاهي نيز پدرم با زخمه هاي «تار» خود« خوش صدا» ها را همراهي مي نمود، كه در دوران كودكي ام از آن شبها خاطرات خوشي در ذهنم نقش بسته است و نيز تاثيرات فراوان از «نوحه خواني ها» و يا «عاشيق ها» كه در عروسي ها به «اختلاط» و بديهه سرائي مي پرداختند يافته، و به شدت،گاه تحت تاثير اشعار آنان قرار مي گرفتم.

 

در تهران آن روزها كه بيگانگان كشور ما را مورد هجوم قرارداده و هر يك به سليقه و خواست خود عمل کرده و مردم ما را بوسيله عوامل خود مورد تعليم و تربيت «سيستم خود» قرار مي دادند، قد كشيده و با سختيهاي زندگي دست و پنجه نرم كرده و قد كشيدم.

 

با توجه به شرايط سني( ده سال بيشتر) راه به «مدرسه دولتي» نداشته و از حيث معيشتي نيز بايستي در تامين زندگي خانواده نقشي بعهده مي گرفتم، كه در نتيجه در «كلاسهاي شبانه» و «آموزشگاه هاي خصوصي» پول پرداخته و درس مي خواندم(مانند بسياري از فرزندان مردم فرودست).

 

 

ليكن با مراجعه به«كتب» و« روزنامه ها» روز به روز به آموختن سواد علاقمند تر شده پيش مي رفتم در اين بين علاقه به خواندن اشعار حافظ وخيام وسعدي و يا شعراي معاصر (پروين، عشقي، بهار و ديگران ... در من و حتي بعضي تقليدهاي خام از آنها شدت مي يافت و گهگاهي نيز در«هجو» ديگران«شعرك» هائي مي نوشتم.

 

تا اين كه به علت نزديكي بيشتر زبان (گويشي) روستاي زادگاهم، و نيز خواندن آثاري به زبان مادري ام و همچنين تشويق يك شخصيت ادبي، بيشتر به سوي كار در بخش شعر آذري سوق یافتم (البته عامل تعيين كننده يكي اشتراكات فرم اشعاري و ديگري مضامين مشترك اجتماعي سرزمين ما ايران بود) در اين بين دغدغه خاطري كه هميشه مرا آزار مي داد سبب شد تا با يك استاد جوان و پر انرژي و دوره ديده و درس خوانده موسيقي بنام«علي سليمي» آشنا شده و به كار«ترانه سرائي» به زبان آذري روي آورم، چون که در آن زمان  به رشد و توسعه موسيقي نواحي و يا اقوام ايراني كمتر بها داده شده و امكانات كافي و لازم (حداقل به منظور مقابله با ابتذالات وهجوم فرهنگي بيگانگان) وجود نداشت.

 

و من اين كمبود را در آن زمان هم مناسب نديده، خصوصاً در برخورد با شعر و موسيقي همسايگان( هم زبان)اثر شایسته ای نميديدم، بطوريكه بدون استفاده از شعر و موسيقي آن همسايگان، جشنها و عروسيهاي ما(آذري ها) رونق نيافته و برگذار نمي گرديد.

 

زيرا «عشق ها» و «دردها» وكاميابي هاي فردي و اجتماعي آنان (بدليل شرايط سياسي خاص آن طرف رود) با خواست ها و عشق ها و سلايق ما(در ايران) همگوني نداشت.

 

اين بود كه به همراه زنده ياد«استاد علي سليمي» كه استادي كم بديل در آهنگسازي و موسيقي شناسي آذربايجاني بود، از 1337 صميمانه همكاري نموده و «ترانه سرائي» را اساس فعاليت ادبي و هنري خود قراردادم و در طي ساليان بيش از يكصد ترانه به زبان آذربايجاني با عناوين و مضامين ايراني توليد نموديم كه اولين و مشهورترين آن همان«آيريليق» بوده كه به بيش از 56 زبان زنده دنيا ترجمه و توسط خوانندگان بنام در سراسر جهان اجرا گرديده و مي گردد.

از انقلاب اسلامي به بعد نيز با سرودن سرودهاي انقلابي و در جريان 8 سال دفاع مقدس به همكاري با صدا و سيماي تبريز و اردبيل ادامه داده و كماكان در خدمت سرزمين پدري و زبان مادري ام در ايران اسلامي مي باشم.

 

ضمناً فارغ از عالم ادبيان هنر، از چهل سالگی به اين طرف اقدام به اجراي پروژه‌اي قابل توجه عمراني نموده و در روستاي زادگاه خود امکانات اولیه(از قبيل جاده اسفالت، آب لوله كشي، برق سراسري، مخابرات بين المللي وشبكه گاز طبيعي) ایجاد کرده و نيز با توجه به قرارگرفتن آن در جوار يك آثار باستاني فوق العاده (به نام قلعه بويني يوغون) آن را به يك روستاي نمونه گردشگري استان تبديل نموديم، كه اينكه بيش چهارصد دستگاه واحد مسكوني شهري در آن ساخته شده است، و قطعاً در آينده نزديك با استعانت از مساعدت هاي مسئولين ، يك«روستا- شهر» مدرن را در 12 كيلومتري شهرستان نير و يورتچي غربي شاهد خواهيم بود.

 

ترانه "آیریلیق، آیریلیق ، آمان آیریلیق" از مشهورترین سروده های ایشان:

 

فیکریندن گئجه لر یاتا بیلمیرم
بو فیکری باشیمدان آتا بیلمیرم
نئیله ییم که سنه چاتا بیلمیرم
آیریلیق، آیریلیق، آمان آیریلیق
هر بیر دردن اولار یامان آیریلیق

اوزوندور هیجرینده قارا گئجه لر
بیلمیرم من گئدیم هارا گئجه لر
ووروبدور قلبیمه یارا گئجه لر
آیریلیق، آیریلیق، آمان آیریلیق
هر بیر دردن اولار یامان آیریلیق

یادیما دوشنده آلا گوزلرین
گویده اولدوزلاردان آلام خبرین
نئیله ییم کسیبدیر مندن نظرین
آیریلیق، آیریلیق، آمان آیریلیق
هر بیر دردن اولار یامان آیریلیق

آیریلیق دردینی چکمه ین بیلمز
یاردان آیری دوشن گوز یاشین سیلمز
دئییرلر اینتظار خسته سی اؤلمز
آیریلیق، آیریلیق، آمان آیریلیق
هر بیر دردن اولار یامان آیریلیق

نئجه کی ائلیمدن آیری دوشندن
سورار بیربیرینی گوروب بیلندن
حسرتله سیزلار یار داییم بو غمدن
آیریلیق، آیریلیق، آمان آیریلیق
هر بیر دردن اولار یامان آیریلیق

ایل لردی اوزاقام آرخام ائلیم دن
بلبلم دوشموشم آیری گولوم دن
جور ایله آییریب شیرین دیلیم دن
آیریلیق، آیریلیق، آمان آیریلیق
هر بیر دردن اولار یامان آیریلیق

اولوبدور بیگانه یاریم_ یولداشیم
غریبه ساییلیر سئوگیم – سیرداشیم
بوجاوان چاقیمدا آغاردیب باشیم
آیریلیق، آیریلیق، آمان آیریلیق
هر بیر دردن اولار یامان آیریلیق

منی آغلاداندان گولوش ایسته رم
آیری دوشنیمله گوروش ایسته رم
حصاری ییخماقا یوروش ایسته رم
آیریلیق، آیریلیق، آمان آیریلیق
هر بیر دردن اولار یامان آیریلیق

سئوگیلیک اولوبدور شانی فرهادین
سئوگی سی هاردادیر، هانی فرهادین
دییه ره ک چیخاجاق جانی فرهادین
آیریلیق، آیریلیق، آمان آیریلیق
هر بیر دردن اولار یامان آیریلیق

 

انتهای پیام/

اخبار شهرستان را اينجا ببينيد

برچسب‌ها: 
ارسال نظر