تازه ترین مطالب


کد مطلب: 45270
تاریخ انتشار: چ, 1396/06/15 - 09:07
سخت گیری های بی مورد و آداب و رسوم پرهزینه در برگزاری جشن عروس از اشتیاق جوانان برای ازدواج کاسته و باعث افزایش میزان روابط نامشروع در جامعه شده است.

ازدواج نخستین سنگ بنای تشکیل خانواده و بالطبع، جامعه و اجتماع است و میزان اندیشه و تدبر در آن در میزان پیشرفت یا انحطاط و صعود یا سقوط جامعه تاثیر دارد. ازدواج دارای آثار و نتایج بسیاری است از جمله: ارضای غریزه جنسی، تولید و بقای نسل، تکمیل و تکامل انسان، آرامش و سکون، پاک دامنی و عفاف و نتایج متعدد دیگر. از این رو، اسلام - به عنوان یک مکتب آسمانی - آن را نه تنها کاری محبوب و مقدس دانسته، بلکه جوانان را مؤکدا بدان توصیه کرده است.

شمع و چراغها را روشن کنید، امشب عروسی داریم… اما فکر نکنید به همین سادگی‌هاست. برای این که بخواهید عروسی راه بیندازید و دو نفر را به خانه بخت بفرستید، باید از هفت‌خوان رستم رد شوید. از همان قدم اول که پسری به خواستگاری دختری می‌آید تا مراسم ازدواج و پاتختی و… همگی خطوط قرمز و قوانین نانوشته‌ای دارد که اگر آن را رعایت نکنید، ممکن است برخی ناراحت شوند و اگر رعایت کنید هم ممکن است باعث دلخوری برخی دیگر شود، اما همیشه راه سومی وجود دارد، کافی است به آن فکر کنید.

اما متاسفانه بمثابه دیگر امور، حاشیه بر متن و فرعیات بر اصل زندگی ما غلبه کرده و چنان در حواشی کار غرق شده ایم که هدف اصلی و مراد و مقصود از یاد می رود و به بیراهه می رویم.

سخت گیری های بی مورد از طرف پسران در گزینش دختر مناسب برای ازدواج و تاکید و اصرار نابجا بر معیارهایی همچون زیبایی و انتظارات و توقعات بیجا از همسر ایده آل همچون توان مالی بالا از طرف دختران راه را برای شکل گیری خانواده های جدید دشوار کرده است.

البته تفاهم اولیه و شنیدن جواب مثبت از طرفین تنها آغاز راه بوده و مشکلات و موانع یکی پس از دیگری خودنمایی می کنند برگزاری مراسم عقد و خرید لباس و جواهرات و ... تنها بخش کوچکی از دغدغه هایی است که هر پسر جوانی که قصد ازدواج دارد باید به آن بیاندیشد.

تصوّر عمومی ما از امکانات مادّی لازم برای آغاز زندگی مشترک، روز به روز گسترش می‌یابد. برخی خانواده‌ ها مایلند فرزندان آنان در شروع زندگی، از امکانات روز برخوردار باشند و این بخشی از آرزوهای خانواده‌ ها را برای خوشبختی فرزندانشان تشکیل می‌دهد. دامنه امکانات مورد نظر از مسکن و وسیله نقلیه آغاز می‌شود و به اثاثیه و لوازم متعدد یک خانه چندساله، حتی ساندویچ‌ ساز برقی در آشپزخانه می‌رسد. واضح است که این آرزوها و انتظارات از زندگی به طور مستقیم یا غیر مستقیم به شرط و شروطی بر سر راه ازدواج تبدیل می‌گردد.

در فرهنگ جاری ما جهیزیه وظیفه خانواده دختر و مهریه وظیفه داماد تلقّی می‌شود. اعداد و هزینه ‌های مورد ادعا برای این اقلام شگفت ‌آور است. شگفتی آنجاست که مقدار متوسّط این هزینه‌ ها به وضوح فراتر از توان متوسّط خانواده ‌های ماست. بر اساس آمار سال 1393، هزینه تهیه جهیزیه متعارف، حداقل سی میلیون تومان، و مهریه نیز با فرض بسنده کردن خانواده‌ها به مقدار سقف قانونی فعلی، نزدیک به صد و چهارده میلیون تومان است.

متاسفانه هنگام فرستادن جهیزیه طى یک نمایش، قافله حاملان جهیزیه با یک دنیا سروصدا به راه می‌افتد، چنان جار و جنجالى برپا می‌کنند که نه تنها همسایگان، بلکه تمام محل و گاهى همه شهر با خبر شوند که فلان کس فلان مقدار جهیزیه براى دختر خود به خانه داماد فرستاده است و این مایه فخر و مباهات آنها است!

در بعضى از مناطق هنگامی‌که قافله حمل جهیزیه کار خود را تمام کرد، آنها را در اطاق یا اطاقهاى متعددى در کنار هم می‌چینند و به صورت موزه هاى تماشائى درمی‌آورند و از فامیل و دوستان دعوت می‌کنند که به تماشاى این موزه بیایند!

 

و اما وقتی به اصل ماجرا یعنی مراسم عروسی می رسیم چهره ها رنگ می بازد بنا بر آمار ارائه شده از سوی خبرگزاری‌ ها در سال 1393، هزینه برگزاری مراسم عروسی در تالارهای شهر تهران بالغ بر بیست میلیون تومان بوده است که این مبلغ در شهر ما حداقل به شش میلیون می رسد و این هزینه یک شبه، معادل با درآمد چند سال کار پیوسته بسیاری از جوانان ماست. در میان هزینه‌ های انجام شده برای تشکیل زندگی مشترک، هزینه ‌های افراطی در جشن ازدواج واضحاً کارکردی در شادکامی آینده زندگی مشترک ندارد. با این وجود احساس التزامی که به این شیوه وجود دارد، همچنان یکی از دلهره ‌های خانواده‌ ها است.

البته تشریفات اولیه ازدواج به مهریه و جهیزیه و تالار ختم نمی ‌شود. آرزوپردازی بعضی از والدین برای مهم ‌ترین واقعه زندگی، اغلب باعث می‌شود تمام نیازهای شخصی، کمبودها و آرزوهای ارضاء نشده را در آن داخل کنند از هزینه میلیونی آرایشگاه عروس و گرفتن عکس در آتیلیه گرفته تا پرکردن جیب ارکست و هزینه شام و ... همه و همه کارکرد مشترکی و مشابهی دارند و آن چیزی جز سخت کردن مسیر ازدواج برای جوانان نیست.

 

این احساس التزام از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ باز هم به نظر می‌رسد هر اندازه از ارزش‌های حقیقی تشکیل زندگی مشترک بیشتر غافل می ‌شویم، بیشتر بر تکمیل ظواهر آن متمرکز می‌شویم و بر تجمّلات پافشاری می‌ورزیم. عجیب آن که این شیوه از سخت گیری مورد نظر در فرهنگ اصیل ما دور است و ریشه آن را نمی ‌توان در گذشته ما جست. ریشه آن را در الگوپذیری از فرهنگ غرب نیز – که متأسّفانه در بسیاری از ارکان زندگی ما نفوذ کرده و بر فرهنگ اصیل ما اثرگزار بوده – نمی ‌توان یافت زیرا در بیشتر کشورهای صنعتی نیز زندگی مشترک اغلب با امکانات اندک آغاز می‌گردد و زن و شوهر در طول زندگی و با تلاش مشترک و کمک به یکدیگر امکانات خود را گسترش می‌دهند.

 

سخن پایانی اینکه سخت گیری های بی مورد و آداب و رسوم پرهزینه در برگزاری جشن عروس از اشتیاق جوانان برای ازدواج کاسته و با توجه به آسانی و سهل بودن ارتباط با جنس مخالف باعث افزایش میزان روابط نامشروع در جامعه می شود لذا در خصوص ازدواج که تضمین کننده سلامت جامعه است باید فرهنگ سازی مطلوب صورت بگیرد ، با جا انداختن فرهنگ ساده زیستی و ارائه آموزش های لازم و مبارزه با فرهنگ غلط غربی که بیشتر از طریق ماهواره به خانواده ها القا می شود و افزایش سطح آگاهی مردم از این آموزه های غلط و ارائه تسهیلات لازم از طرف ارگانهای دولتی مربوطه  می شود این روندی که به سوی بیراهه می رود را کند و به سمت صفا و صمیمیت گذشته سوق داد.

 

نویسنده:م.ن

 
انتهای پیام/

اخبار شهرستان را اينجا ببينيد
 

 

 

 

ارسال نظر